عجيب بود رابطه ميان اين پدر و پسر. من گمان نمي کنم در تمام عالم، ميان يک پدر و پسر، اين همه تعلق، اين همه عشق، اين همه انس و اين همه ارادت حاکم باشد. من هميشه مبهوت اين رابطه ام. گاهي احساس مي کردم که رابطه حسين با علي اکبر فقط رابطه يک پدر و پسر نيست. رابطه باغبان با زيباترين گل آفرينش است، رابطه عاشق و معشوق است. رابطه دو انيس و همدل جدايي ناپذير است. احساس مي کردم رابطه علي اکبر با حسين فقط رابطه يک پسر با پدر نيست. رابطه ماموم با امام است. رابطه مريد و مراد است. رابطه عاشق و معشوق است. رابطه محب و محبوب است و اگر کفر نبود مي گفتم رابطه عابد و معبود است.
... چه خوب شد که نبودي ليلا! ... تو مي خواستي کربلا باشي چه کني؟ که براي علي اکبر مادري کني؟ که زبان بگيري؟ گريبان چاک دهي؟ که سينه بکوبي؟ که صورت بخراشي؟ که وقت رفتن مهر مادري سرشارش کني؟ که قدمهايش را به اشک چشم بشويي؟... ببين ليلا! تو مي خواستي چه کني که زينب براي اين دسته گل نکرد؟ به اشک چشم تمامي مادران سوگند که تو هم اگر در کربلا بودي باز همه مي گفتند، مادر اين جوان زينب است.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:37  توسط سید هادی جلالی چیمه |
هدف از قیام عاشورا...ما را در سایت هدف از قیام عاشورا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 79